اين بنا در محله يعقوبي شهر يزد واقع گرديده و از آثار قرن هشتم هجري است که در دوره هاي بعد، تغييراتي در آن صورت گرفته است. بر طبق نوشته هاي کتب تاريخي، اين بنا در سال 785 يا 786 ه.ق توسط نصرت الدين يحيي مظفري بنا گرديده و پيوسته مورد استفاده بوده است. محراب مسجد، مزين به کاشيهاي شش ضلعي عصر تيموري است که در قاب باريکي از کاشيهاي سياه و سفيد قرار گرفته اند. يگانه اثر تاريخ دار مسجد، وقف نامه اي کاشي مورخ 1036ه.ق و مربوط به آب انبار يعقوبي است که آن را خواجه عطاءالله وقف کرده است.
در زمان نصرهالدين شاه يحيي اين مسجد بساختند و منارة نيكو برآوردند و مردم يعقوبي مرياباد و سُلغرآباد و مادر امير در آن مسجد اقامت جمعه ميكردند.
و اين مسجد به سعي شاه يحيي تمام شد و شاه يحيي عمله را نصب فرمود و وظيفه معين گردانيد.
درسنه خمس و ثمانين و سبعمائه اين مسجد تمام كردند.
تاريخ جديد يزد ص121
اين بنا در محله سرريگ يزد واقع گرديده و از آثار قرن هشتم هجري است که در دوره هاي بعد مرتبا تغيير و تحول يافته است. محله سرريگ، در قرن هشتم هجري، از محلات خارج شهر يزد بوده؛ اما اکنون از محله هاي اصلي شهر است.
ادامه مطلب
اين مسجد هم از احداث مرتضي اعظم اميرمعينالدين اشرف است. اول حال باغي بود آن را بخريد و طرح مسجد و مقصوره بر طرفين طاق صفه نهاد و جماعتخانة نيكو راست كرد.
و در آستانة مسجد ساباطي وسيع و دو راسته دكان دو رويه بر در مسجد مرتب فرمود. مولانا جلالالدين مخلص اشكذري را به خطابت و تؤليت مقرر فرمود.
وبعد از او براولاد او و بر سر محراب لوحي نهاد از كاشي تراشيده و ذكر آن مسطور كرده.
وبردرگاه مزار قطب الاولياتقيالدين دادا رحمهالله عليه حمامي نيكو ساخته با مسلخ و نخلوات و حياض.
واتمام آن مسجد در سال ثمان و تسعين و سبعمائه بود و مردم محلة دهاباد وجديده و سرچم اقامت نماز جمعه در اين مسجد نمايند.
تاريخ جديد يزد ص117
محله چهار منار از محلات قديمي است. نام قديم آن موضع كوي بهروك بوده است. وجه تسميه جديد آن به مناسبت وجود چهار منار دو مدرسه مقابل هم (معروف به مدرسه چهار منار) كه بوده است به دستور شمس الدين محمد بن ركن الدين در سر كوچه بهروك ساخته شد (در سال 728) و موجب آبادي آن محله گرديد. يك حد اين محله رودخانه خشكي است و پلي بر روي آن زده و آن را "پل چهار منار" نامگذارده بودهاند.
ادامه مطلب
اين مسجد در كوچه محله پشت باغ واقع است و يك اطاق بيش نيست. بر سر در آن قطعه سنگ قهوهاي رنگ به اندازه 36*23 نصب و به خط نسخ عبارت زير بر آن منقوش است:
"لقد وفق بتوفيق الله تعالي ببناء هذا المسجد تقرباً اليالله في زمن حضرت السلطان الاعظم الخاقان المعظم ابوالفتح عباس شاه بهادر خان خلد الله ملكه و سلطانه اقل عبادالله كتبه حسن علي شمس الدين فيشهر جماديالاول سنه 1016."
ظاهراً تسميه مسجد به امام حسن ناشي از آن است كه عامه نام كاتب را كه حسن بوده است بر نام مسجد نهاده و به صورت امام حسن در آوردهاند.
منبع: يادگارهاي يزد ، ج 1 و 2 ، ص 236
اين مسجد در اهرستان (ارسون) واقع است و به نام مسجد معينالدين در تواريخ يزد از آن ذكر شده و از آثار قرن هشتم هجري است.
اگرچه اهرستان از آباديهاي حومه يزد بود اكنون به علت توسعه نهر فاصلهاي از حيث بيابان ميان آنجا و شهر ديده نميشود.
مسجد بر سمت چپ و بر كنار خياباني كه از شهر به تفت ميروند قرار گرفته. مسجدي است با گنبد رفيع و صحن و ايوان، ولي عاري از هر نوع آرايش و ÷كاشيكاري.
در باب ايجاد مسجد مذكور در تواريخ يزد اطلاعاتي ضبط است. جعفري مولف تاريخ يزد گويد:
"اين مسجد را مولانا معينالدين جلال حافظ ساخته و مقبره خود را در جنب آن احياء كرده مولاناي مشاراليه از فضلاي زمان خود بوده و منشئات او در غايت نيكوئي است و بعضي تاريخ بنيمظفر و شرح رشف شيخ شهابالدين سهروردي و ديگر رسائل در انشاء و غيره تصنيف كرده كه بر كمال دانشوري او دال است…
و در سال تسع و ثمانين و سبعمائه (789) ساخته شده و اگر عمرش وفا كردي آن مسجد را مزين به كاشي ميكرد.
اطلاعاتي اضافي كه مولف تاريخ جديد يزد در باب معينالدين در كتاب خود ميآورد عبارت است از اينكه او را معلم شاهشجاع مينويسد و نام تاريخي را كه او براي آل مظفر نوشت "تاريخ معيني مظفري" ياد ميكند و در باب مسجد و مزار او ميگويد:
"و در جنب مسجد اهرستان به موضعي كه آن را "دشتوك" ميخوانند مسجدي عالي ساخته بيتكلف و گنبدي جهت مدفن خود در جنب آن پرداخته و پنجره كاشي برشارع نهاده و هنوز بعضي از عمارات مسجد باقي بود كه مولانا مشاراليه درگذشت و حرمش مولاه عظمي مسجد تمام كرد و مولانا را در گنبد خانه دفن كردند و حرمش نيز وفات كرد و هم آنجا مدفون است و اين مسجد در سنه تسع و ثمانين و سبعمائه تمام شد."
موضع دشتوك مذكور در تاريخ جديد يزد، بنا بر ذكر محمد مفيد مستوفي در جامع مفيدي در زمان صفويه به "داربندك" مشهور بوده است. همين مولف وضع مسجد را در عهد خويش وصف ميكند:
"و بسبب طول زمان خرابي تمام به آن عمارات راه يافته بود… در سنه احدي و ثمانين و الف (1081) معمار همت…ميرزا محمد كاظم دادائي.. به تعمير مسجد و مزار مزبور ساعي گرديده.."
منبع: يادگارهاي يزد ، ج 1 و 2 ، 227 الي 229
كتابخانه وزيري
- سال تاسيس: 1334 هجري خورشيدي
- موسس: حجه الاسلام وزيري
- تعداد كتب چاپي تا بهمن 1381: 142842 جلد
- تعداد كتب خطي تا بهمن 1381: 4448 جلد
- تعداد اعضا تا بهمن 1381: 7013 نفر
این منبع آگاه اعلام کرد با توجه به اینکه دشتی در حوزه آقای سفید مشغول به کار است هرگز توان ایجاد تغییر اساسی در سازمان را نخواهد داشت
دولت تركي اتابكان يزد
يكي از سلسلههاي محلي معروف ايران، اتابكان يزد هستند. يزد به تبع اصفهان و همدان، در اواخر دورة بويِهي، در دست خاندان كاكويه و در رأس آنها علاءالدوله و فرزندش بود. بعدها، با آمدن سلجوقيان، آنان تابعيت دولت تركي سلاجقه راپذيرفتند. از زمان سلطان سنجر كه فرامرز بن علاءالدوله، آخرين پادشاهديلمي كشته شد، قرار شد حكومت به دست دختران وي باشد و سام بن وَرْدان بهعنوان اتابك از طرف سنجر شهر را اداره كند. از اين زمان، سلسلة اتابكان يزد شكل گرفت.
اتابكان يزد تا چند قرن دولت اين شهر را در اختيار داشتند. آنان با ايجاد پيوندهاي خانوادگي با دولتهاي تركي اتابكان فارس و نيز قراختائيان كرمان، و نيز پذيرفتن تابعيت مغول، دولت خويش را تا دورة غازانخان حفظ كردند.
در روزگار سلطنت غازانخان، اتابك يزد شخصي با نام اتابك يوسف شاه بود. غازان اميري به سوي يزد فرستاد و قرار شد يوسف شاه يا خراج سه سالة يزد را بدهد يا شهر را به امير مغول واگذارد. يوسفشاه بر سر اين امير مغول تاخت و او را كشت و پس از آن به سيستان گريخت. اندكي بعد سپاه مغول رسيد و «سادات وقضات و اهالي يزد، عَلَمها و مصحفها برداشتند و به استقبال بيرون آمدند و زنهار خواستند». امير محمد ابداجي مردم را عفو كرد. پس ازآن شخصي را به نام داروغة شهر معين كرد. به اين ترتيب براي چند سالي، شهر زير سلطة مستقيم مغولان درآمد تا آن كه آلمظفر بر اين شهر غلبه كردند.
|
تاريخچه شهر يزد |
|
الف – دوره پيش از اسلام : از تحولات تاريخي منطقه ي يزد در دوره ي پيش از اسلام اطلاعات دقيقي در دست نيست ، ولي مي توان به كشتار پيروان كيش مهر پرستي توسط اردشير بابكان و به قدرت رسيدن مزدكيان در اواخر دوره ساسانيان كه از مهم ترين حوادث اين منطقه است ، اشاره كرد . در عصر هخامنشيان و ساسانيان ، براي جلوگيري از هجوم اقوام چادرنشين به يزد ، ناگزير اقدام به احداث دژها ، راهدار خانه ها و چاپار خانه هاي متعدد نمودند كه علاوه بر عملكرد نظامي و تجاري از آن ها به عنوان رباط و بارانداز كاروان ها نيز استفاده مي شد . در اين دوره زراعت ، دامداري ، نساجي و صنايع دستي در يزد رواج داشت و بازارهاي مناسب براي مبادله ي كالا نيز به وجود آمده بود كه از مهمترين آن ها مي توان به مراكز خرانق ، ندوشن و عقدا اشاره كرد . از معروف ترين دژهاي اين دوره ي يزد مي توان به ساعقد ، توران پشت ، اشكذر ، بهاباد ، انارك و اردان اشاره كرد . همچنين دژهاي شهرهاي ميبد ، فهرج ، ابرقو ، انار ، هرات و مروست را نيز مي توان نام برد . شهر « ايساتيس » كه بناي آن را به اسكندر نسبت مي دهند ، در زمان هخامنشيان نيز وجود داشته است ، ولي اسكندر به نام « كثه » تغيير داد كه در زبان يوناني به معني زندان است و اين جا محل نگهداري و اسارتگاه اسيران جنگي شد . شهر « كثه »در زمان ساسانيان هم آباد و پا بر جا بوده است . شهر يزد در اين دوره داراي سه قسمت كهنه دژ ، شارستان ، بيرون شهر ( ربض ) بوده است . ب – دوره پس از اسلام : يزد در زمان عثمان به دست پسرش سعيد فتح شد و دو قبيله از اعراب فاتح در آن اسكان يافتند . تا پايان دوره ي امويان ، شهر يزد به دست اعراب اداره مي شد . اعراب انواع ماليات و خراجي را كه از مردم مي گرفتند به مركز خلافت مي فرستادند . در زمان عباسيان ، محمد زبعي از طرف ابومسلم ، عهده دار حكومت يزد شد و در روزگاران آل بويه تا زمان عضد الدوله ، يزد تابع ايالت پارس بود . از قرن دوم تا چهارم هجري ، همزمان با احياي دولت هاي ايراني كه باعث شد امنيت و آرامش نسبي در سر زمين ايران ايجاد شود ، نيروهاي توليدي منطقه ي يزد از رشد و اعتلايي مناسب برخوردار شدند و احداث و حفر قنات و نهر آبياري كه منجر به توسعه ي اراضي كشاورزي و باغ ها شد ، رواج يافت . از يزد در زمان صفاريان ، سامانيان و غزنويان اطلاعات تاريخي اندكي باقي مانده است ، اما در قرن هاي چهارم و پنجم ، شهر يزد به تدريج آباد و بزرگ شد و قلمرو اصلي شهر از حدود شارستان به ربض ها گسترش يافت و نام شهر « كثه » به تمامي ولايات يزد اطلاق شد . دوران طلايي و شكوفايي يزد در زمان آل بويه و اتابكان بود . در اين دوره مسجدها ، مدارس ، كتابخانه ها و يك حصار جديد با چهار دروازه بر گرد شارستان يزد احداث شد . بناي مدرسه ي دو منار و آرامگاه علاالدين كالنجار از بناهاي مهم اين زمان هستند كه اولي به نام زندان اسكندر و دومي به نام دروازه ي امام مشهور است . روستاي گرد فرامرز نيز از جمله روستاهايي است كه در اين دوره آباد شد . اتابكان در سالهاي 536 تا 718 هجري با وجود نابساماني و هجوم طوايف بيگانه به كرمان ، اصفهان و فارس ، به آرامي حكومت كردند . در اين دوره ، يزد در مسير جنوبي جاده ي ابريشم قرار داشت و منسوجات مختلفي كه مواد اوليه ي آن ها از نقاطي مانند استر آباد ، گيلان و مرو مي آمد ، توليد مي شد . دوري از سرحدات استقرار حكومت آل بويه در اصفهان وفارس ، رونق مبادلات و بازرگاني در قرار گرفتن يزد بر سر راه هاي تجاري و كاروان رو نواحي مركزي و جنوبي ايران ، موجبات رشد و تكامل شهر نشيني اين منطقه را در اين دوره فراهم آورد .
|
پژوهش در نام شهرهاي ايران ، ايرج افشار سيستاني ، انتشارات روزنه ، 1378
۲- آزادي تنها ارزش جاودانه ي تاريخ است.
((كامو)
۳- دردا در گنجينه به ماران بگشودند اندوه كه بر دوست ره خانه ببستند
افسوس كه كاشانه به دشمن بسپردند آن قوم كه بيگانه و بيگانه پرستند
از زماني كه شهيد قندي به بخش خصوصي واگذار شد بايستي شهيد قندي بهتر شود اما .....
مديران فوتبال يزد خصوصا اقاي بابا ئي به داد فوتبال يزد برسيد كه فردا دير است اگر امروز با تماشاچيان صادقانه بر خورد كنيد هيچ تيمي در يزد نمي تواند قندي را ببرد .
وقتي كه ۳۰ هزار تماشاچي در ورزشگاه بود قندي قندي بود نه حالا كه هزار نفر با اكراه به قندي نگاه مي كنند و مي دانند در صورت برد قندي آنها در ان پيروزي ديده نخواهند شد
اقاي شوق در مطلبي
از جهاد سازندگی نیر تا انجمن انبوه سازان مسکن استان
اویسی به فرهنگیان یزد، خیانت کرده است یا خدمت؟
آمده كه از شخصي دفاع كند كه خود آناني كه او هميشه مخالفشان بوده و يا حد اقل ادعاي مخالفت با آنها را داشته بزرگش كرده اند.
اقاي شوق ايا شناخت كامل باعث دفاع شما شده ؟
ايا شما فرزند خود را بهتر مي شناسيد يا ديگران ؟
و قصد دفاع يا تخريب اويسي ها را نداريم چون بر اين باوريم كه پرده ها برون خواهد افتاد.
ولي اين را مي دانيم كه آنچه كه شما نگاشتيد با حقيقت فرسنگها فاصله دارد قدري تامل مي خواهد با نام فر هنگيان و به كام ديگران سري به آپارتمانهاي آزادي بزنيد زمين آن را با چه ترفندي از چنگ مالك در آوردند و در همان ابتدا با پول فرهنگيان اهن ده برابر نياز خريداري و بعد از عيد همان سال در بازار آزاد فروخته شد كه همه مي گفتند اين آپارتمانها با همان پول اوليه ساخته خواهد شد.
اما چه شد كه الان با گرفتن مابقي قرارداد از فرهنگيان كم آورده اند ووووووووووووو
اقاي شوق ما و تو كه در تهيه كارت اتصال اينترنت در رنجيم و تلفن اتصال اينترنتمان همه ماهه با اخطار وصل است .دفاع از كه و چه مي كنيم وو
الله اعلم
سايت مهر طلبان چندي است كه در حال باز سازي مي باشد و به نظر مي رسد اين تاخير كمي طولاني شده است .
ولي باز هم همه روزه سر به مهر طلبان مي زنيم و اميدواريم كه وبلاك هاي زنجيره اي باعث تاخير در راه اندازي مهر طلبان نشده باشد.
مهر طلبان نمونه كامل سايت فارسي خواهد بود كه تمام نياز هاي اينتر نتي را بر طرف خواهد كرد چون به اهل فن سپرده شده و يا حداقل با ادعاي كامل بودن آمده و ما اميد واريم مدير الگترونيكي رو كم كند و در آينده نزديك همه در چت روم مهر طلبان با هم صحبت بي پرده نمائيم و از تجربيات بزرگان دنياي مجازي به قول دوستان استفاده كنيم .
برخورد يك دستگاه ميني بوس با يك دستگاه خودرو سواري مزدا در محور طبس به ديهوك در استان يزد
به گزارش خبر نگار یزد فردا کشته شدگان شش دانش آموزدوره ...
در همین رابطه روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش واستان در پیامي اين مصيبت را به خانواده هاي داغدار اين عزيزان، مردم شريف و متدين شهرستان طبس به ويژه فرهنگيان تسلیت گفت
محور طبس به دیهوک ، شش جوان دانش آموز را درس مرگ آموخت!
پسرم کتابت کو؟ قلمت کو؟ دفترت کو؟ بگو که امروز چه خواندی؟ چه نوشتی؟ چه یاد گرفتی؟
پسرم! بیا و بگو که خبر دروغ است. بیا و بگو که جاده با بيرحمي، امیدم را از من نگرفته. که پیکرمملو از شور و عشقت، بی جان و غرق به خون، در سکوت تلخ جاده نیفتاده!
بگو که خبر، که حادثه دروغ است. بگو. بگو که دروغ است. پسرم! می دانم که دوباره باز داری با من شوخی می کنی!
دوباره داری سربسر پدر پیرت می گذاری. اما نه! شوخی های تو هیچوقت، اینقدر تلخ نبود. مرگ شوخی نیست. حقیقت است.
چرا باید جاده اینقدر بی رحم باشد؟ چرا باید جاده ای که ترا به من می رساند، ترا از من بگیرد؟
جاده هنوز ادامه دارد. حادثه هنوز در راه هست.
و آموزش و پرورش استان، همچنان از رتبه اولی قبولی می گوید.
و من به تصویر تو نگاه می کنم، که در قاب کنکور مرگ است.
پسرم کتابت گم شد. قلمت شکست. دفترت پاره شد. و من فقط می توانم که گریه کنم.
که جاده را نفرین کنم. که وزیر راه را دعا کنم. و به بیلبوردهای تبلیغاتی آموزش و پرورش نگاه کنم.
پسرم! نگاه کن. ببین. برای تشیع جسم بی جان تو، استاندار آمده. مدیر کل آموزش و پرورش استان آمده. نمایندگان مردم استان در مجلس آمده اند. ببین! دسته گلها را ببین! پیام های تسلیت را ببین! وعده ها را ببین! و بخند. چرا که حالا، وقت گریه من است! پسرم! من می دانم چرا در سوز سرمای زمستان، عقب وانت مزدا سوار شدی. من می دانم. ای کاش دیگران هم می دانستند
برداشت از شوق تقديم به بازماندگان
و ديديم كه صدا و سما هم كه براي رفع مشكلات مردم بايد پول بگيرد و خبر و گزارش پخش كند در اين زمينه امادگي پخش هر نوع خبر و گزارش و ..................دارد .
حال بايد منتظر بود كه شهرداري يزد موفق خواهد شد يا صدا و سيما
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ودر مورد جشنواره پيشنهادي اقاي حقيقت نژاد هم فكر مي كنيم كار زيبا و جالبي است و داشته هاي دنياي مجازي از نداشته هايش بيشتر است.
و اين جشنواره مي تواند در همين دنياي مجازي برگزار و مدتي را فرصت كار و بعد هم با انتخاب بهترين ها الگو هاي كاري معرفي و در مورد داوران هم مي توان راه كار هائي را داد و نتيجه راهم كه روزنامه خاتم كه پيشنهاد دهنده بوده جهت ترغيب افراد و جوانان خارج از دنياي مجازي معرفي نمايد.
و امادگي خود و دوستانمان را جهت هرگونه همكاري اعلام مي كنيم اميد است به پيشنهادات دوستان در دنياي مجازي فارغ از هر نوع تنگ نظري و خصومت هاي خود ساخته جواب دهيد و به اقاي حقيقت نژاد به خاطر ايجاد انگيزه در دوستان دنياي مجازي تبريك و آرزويس موفقيت مي نمائيم
|
براساس تحقيق گسترده اي كه درباره كاربرد اينترنت در آمريكا صورت گرفت مشخص شد كه كاربراي اينترنتي علائق مشترك بسياري دارند اما در اين ميان مردان مشتريان پروپا قرص اخبار، سهام ، رويدادهاي ورزشي و تصاوير مبتذل هستند در حاليكه اكثر زنان بدنبال راهنمايي هاي پزشكي و مذهبي هستند. |
